تبلیغات
كمی با من باش

كمی با من باش
درباره وبلاگ

دوستش داشته باشی.... و او
در دو قدمیِ عاشقِ تو شدن
این پا و آن پا کند و بگوید:
عاشقم نکن
می‌خواهم عاقلانه تصمیم بگیرم
شاید با آدمِ آسان‌تری بروم
و تو ... عاشقش نکنی ... او برود
مدتی بعد بیاید و بگوید:
چرا عاشقم نکردی ... وقتی می‌دیدی
اینقدر عاقلانه اشتباه می‌کنم؟
و تو ............. فقط
به دستش نگاه کنی ....... و ندانی
اسمِ کاری که کردی!!! چه بود...؟
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب







.

در گذر از جاده ی زندگی آموختم

کسانی را که بیشتر دوست می داری

زودتر از دست می دهی

 


[ شنبه 6 شهریور 1395 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ لیلا ]

ﺑﻌﻀــﯽ ﺷﺐ ﻫـﺎ ﺣـﺎﻝ ﻋﺠﯿﺒــﯽ ﺩﺍﺭﻡ ...

ﯾــﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕــﯽ
ﯾــﻪ ﺑﻐـﺾ
ﯾـﻪ ﺩﻟـﻮﺍﭘﺴـﯽ ﺑـﺰﺭﮒ
ﻧـﻪ ﺑﺨـﺎﻃـﺮ ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﺗﻨﻬـﺎﻡ ... ﻧـﻪ ...

ﺑـﻪ ﺧـﺎﻃـﺮ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ﺑـﺮﯾـﺪﻡ ﺣﺘـﯽ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﻡ ...
ﺍﻣﺸــﺐ ﻫــﻢ
ﻣﺜـﻞ
ﻫـﺮ ﺷــﺐ
ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷـﺐ ﻫـﺎﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــــــــﺎ
ﻋﺠﯿﺐ ﺩﻟﻢ ﺑﭽــــﮕﯽ ﻣﯿﺨـــــﻮﺍﻫــــــﺪ

ﺧﺴﺘــــﻪ ﺍﻡ !...
ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﻟﻄﻔـــﺎ ....؟ !

ﻣﯿـــــﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧـــــــﻮﺩﻡ
ﺭﺍ ﺧﻄــــ ﺧﻄــــﯽ ﮐﻨــــــﻢ !
ﻣﯽ ﮔــــﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺁﻧﺴﺖ ﮐـــــﻪ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﻧـــﺮﺳﯽ ....
ﻭ ﻣــﻦ ﻣـــﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼــــــــﺮﺍ !

ﺯﯾــــﺮﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻦ،
ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـــﻪ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ ...


ﻣــــــــﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑـــﺎﯾﺴﺘﺪ!!!


[ جمعه 1 مرداد 1395 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ لیلا ]

تو از دردی که افتاده است بر جانم چه میدانی؟

دلم تنها تو را دارد

ولی با من نمی مانی

تمام سعی تو ، کتمان عشقت بود

 در حالی که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی دلت را

کاش مرا می طلبیدی ... مثل قبل



[ جمعه 25 تیر 1395 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ لیلا ]

تیک تیک ساعت ، دراین روزهای بلند بهــــاری

 

 به رخ میکشد تنهایی و سوختن زمان را

 

و من هنوز امیدوار و منتظر

 

که شاید پاشنه خوشبختی روزی سمت من بچرخد

 

امـــا ...

 


[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 ] [ 07:23 ق.ظ ] [ لیلا ]

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...

غصه هایت برای من  ...

همه بغضها و اشكهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده





[ دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ لیلا ]

بعضی وقتا که حال و حوصلشو دارم از این دستبندا درست می­کنم!!!

قشنگه آیا؟؟ D:









[ سه شنبه 8 دی 1394 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ لیلا ]

بعضی از ضربه ها...نمی بره..زخم نمی کنه

 حتی خراش هم نمیندازه...

فقط  × دردت × میاد!!!

اونقدر که نفستو × بند × میاره...

 خــــــدایا...

ادم خلق کردی !!! یا تخم مرغ !!!؟

چرا همه × توزرد × از آب درمیان؟

  من باختم...

به خودم باختم!!!

به تصویرغلط از آدمای فرشته نما باختم...

حالاکه حماقتامو میشمارم...آروم...آروم...

این جمله تو ذهنم طنین انداز میشه....

"سنگ باش...تاسنگسار نشی"


[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 10:22 ب.ظ ] [ لیلا ]

امشب می خواهم

بغض را در سینه سرکوب کنم

امشب تا صبح گریه خواهم کرد

شاید اندکی تسکین یابم...


[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ لیلا ]

هیچوقت نتونستم حرفای دلمو خوب بیان کنم...

خوب انتقال بدم...

خوب بنویسم!

مهم نیست......

امشب اصلاً حالم خوب نیست!


[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ لیلا ]

خیلی بده  

وقتی داری تایپ میکنی 

از کلیدهای خیس کیبورد بفهمی 

داری گریه میکنی...


[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ لیلا ]

گفت هرچی بگی میگم چشم ...

گفتم مطمئنی؟؟!؟

گفت آره هر چی..

گفتم برو

گفت:چشم.هر چی تو بگی..

رفت...

حالا میفهمم چقد منتظر این حرف بود...


[ جمعه 4 دی 1394 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ لیلا ]

زخمهایی که از طرف دوست باشد،

جایشان تا همیشه درد نه، تیـــــرمی کِشـــــــد...


[ جمعه 4 دی 1394 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ لیلا ]

سیمین بهبهانى

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی

میشوی مثل شیشه ای تمیز

کسی شیشه ی تمیز را نمیبیند

همه به جای شیشه ، منظره ی بیرون را میبینند

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد

همه آنرا میبینند

همه سعی میکنند تمیزش کنند

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی شکننده تر میشوی

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر میدارد

میشکند

تکه های شکسته را در دستانت میگیری

نگاه میکنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی به زیادی خوب بودنت عادت میکنند

آنوقت کافیست کمی بد شوی

همه گمان میکنند زیادی بدی ...


[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ لیلا ]

[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ لیلا ]

همیشه بودن و ماندن هم خوب نیست

گاهی باید رفت...

از جایی

تا حس شود نبودنت

تا حس کنی تنهایی روحت را

با آدمها که باشی

خیال میکنی همراه داری

و ازین حقیقت که در آخر فقط خودت هستی

تنهای تنها

غافل میشوی

گاهی باید رفت...

تا بشنوی صدای فاصله ها را

فاصله هایی که در بودنت

حتی اگر فریاد هم بزنن باز هم نمیشنوی

گاهی باید رفت...

و به قلم اجازه بدهی که به جای تو حرف بزند

که به جای تو فریاد بزند

حتی اگر بدانی که قلم هم نمیتواند ناگفته ها را بگوید

حتی اگر بدانی که هیچ گوشی برای شنیدن وجود ندارد

گاهی باید رفت...

برای همیشه

از جایی

چون حضورت بی رنگ شده

گاهی باید بروی تا خودت را پیدا کنی

تا بفهمی چقدر به خودت شبیهی

و چقدر از خودت فاصله گرفته ای

گاهی باید رفت...


[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ لیلا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...