تبلیغات
كمی با من باش
كمی با من باش
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : لیلا
اینم یه وبلاگ عالی برای کارهای تایپیتون،

خصوصاً واسه دانشجوها خیلی کار نو و جدیدیه،

حتما سر بزنید ضرر نمیکنید.....


تایپیست ها






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : لیلا

وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی،به رختخواب بری ؛

هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی ...

هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد ،دوست دخترت نیست

و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک مكان خالی ...

اونوقت میتونی

روی همراهی و همدلی یک جنس مخالفت حساب کنی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : لیلا

تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه . . .

تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...

تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...

تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی...

تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال...

تویی که واس خودت آواز میخونی....

تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...

تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی...

تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن...

به سلامتی تو...








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 31 فروردین 1392 :: نویسنده : لیلا

هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند

  در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود

  اهل ناموس بازی نیستند!

  می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ...

  هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص می دهد

  بکرند

  نابند

  لمس نشده اند

  آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! کمیاب اند ! پاک اند !

  هنوز آدم هایی از جنس فرشته پیدا می شود / هستند !

  نادرند ! کمیاب اند !

  اما هستند ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : لیلا

میگویند... به زنـان نباید بال و پر داد.....میپرد!

اما زنان فقط پرواز های عاشقانه را دوست دارند...!( بی دلیل نمیپرند(

میگویند... به زن نگویید دوستت دارم....خودش را میگیرد!!!

اما زنان (فقط)..دستان عشقشان را میگیرند و میگویند دوستشان دارند!

میگویند... نباید به زنــان توجــه زیاد کرد.. خودشان را گم میکنند.

اما زنان وقتی گم میشوند....که عشقشان…..بی توجهی کند!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : لیلا

خـدا را شکـر کنیـم


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام


I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم


I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street

خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed

خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم


I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation

خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear

خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم


I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم


Thanks God... Thanks God... Thanks God

خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : لیلا

حتما ً قبـل خواب ببـوسیـدش!!!

حتی اگه با هم دعـوای بـدی کرده باشیـد .. ببـوسیـدش

حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِکوفتـی خسته شـده .. ببـوسیـدش

حتی اگه برچسـب ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه .. ببـوسیـدش

حتی اگه بهتـون گیر بیخـود داده باشه .. ببـوسیـدش

گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره...

نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین .. ببـوسیـدش

حتی اگه بـوی عرق و خستگی میـده .. ببـوسیـدش

حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. ببـوسیـدش

حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده .. ببـوسیـدش

وقتی زیرپیـرهنی سفیـد حلقه ای پوشیـده و بـازوهای سفیـدش رو

با اون پیـچ ِ ماهیچه ای مردونه انداخته وقتی صورتش ته ریش جذابی داره ..

وقتی صداش خسته خوابه خمار ِ. ببـوسیـدش

حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. ببـوسیـدش

اگه گرسنه اس و با شما مثل آشپـز دربـارش حتی برخـورد می کنه .. ببـوسیـدش

حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه .. ببـوسیـدش

وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه اینـو برای تـو آوردم !

وقتی تو چشـاش پـر خواستنه ..وقتی دست های ظریـف دختـرونه تـون

میـون دستای زمخت و مردونه اش گم می شن .. ببـوسیـدش

حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. ببـوسیـدش

حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه .. ببـوسیـدش

حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون

و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه

و وسـط ِ جیـغ های شما با خنـده می گه :

” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟ .. ببـوسیـدش

وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ،

پشت ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله

وقتی دست هاش پـر از خریـد خونه هست و در رو با پـاش می بنـده

وقتی با نگاهـی پـر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه.. ببـوسیـدش

حتی اگه تـوی ِشرکـت پیـاز خورده و تار موهاش بـو میدن .. ببـوسیـدش

حتی اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده

حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. ببـوسیـدش

وقتی شمـا رو وسـط ِ آرایش کردن می بوسه ..

وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و مثل پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه

وقتی تو دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما رو تو شهـر می گردونه .. ببـوسیـدش

 

حتماً قبـل خـواب ببـوسیـدش .. شایـد فـردایی نباشـه
شایـد شما فـردا نباشیـد !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : لیلا

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم

درد دل خواهم گفت

بی هیچ گمانی گوش خواهم داد

بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست

بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد

بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 12 اسفند 1391 :: نویسنده : لیلا

دزدی وارد خانه یکی از ثروتمندان شد وبه اتاقی که گاو صندوق در آن بود رفت

ناگهان چشمش به پلاکی افتاد که روی آن نوشته بود:

دسته کوچکی را که کنار صندوق جنب جاکلیدی وجود دارد آهسته بکشید

تا درب صندوق باز شود

ولی به محض این که دزد آن دسته را کشید ناگهان تمام چراغها روشن شد

و زنگ پر صدایی در ساختمان طنین انداخت

همین که خواست فرار کند صاحبخانه را هفت تیر به دست مقابل خود دید

رو به صندوق کرده گفت:

از ما که گذشت ولی اینو بدون دروغگو دشمن خداست!

 

مــا مــردمــانـــی هستــیــم کــه بــه راحتــی به هم دروغ میــگـیــم

ولــی بـــزرگــتــریــن معــیــارمــون بــرای شــروع دوستی صداقــته

پس مرد باش و تو این دنیای مجازی هم صداقت به خرج بده!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : لیلا

چرا دلت اینقدر اتاق دارد ؟
برای چه دعوتم کردی؟
مگر نمی دانی
من از جایی که زیاد شلوغ باشد می ترسم
نگاه کن
صندلی ها همگی پر شده اند 
جا برای نشستن نیست
باید بروم
راستی می بخشی
قبل رفتن سوالی دارم
چرا دلت اینقدر اتاق دارد؟
مگر اندازه ی عشق ،
از کف دست بیشتر است؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : لیلا

ســــــلامتــــــی اونــــــایی که خیــــــلی تنـــهــــــان

نـــه که نمـــیتـــونـــن با کـــســـی باشـــن 

فـــقـــط دلـــشـــون نمـــیخـــواد بــــــا هر کـــســـی باشــــــن !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : لیلا

گـاهــی وقتــا تــوی رابـطه هــا
نیــازی نیسـت طرفت بهـت بـگه: بــــرو !
همیـن کـه روزهــا بـگذره و یــادی ازت نگیــره
همیـن کـه نپرسـه چـه جـوری روزا رو به شب مـی رسـونی
همیـن کـه کـار و زندگـی رو بـهونـه میکنـه
همیـن کـه دیگـه لا بـه لای حرفـاش دوسـتت دارم نبـاشـه
و همیـن کـه حضـور دیگـران تـوی زندگیـش
پـر رنـگ تـر از بـودن تــو باشـه
هـزار بـار سنگیـن تـر از
کلمـه ی بــــرو برات معنـا پیـدا میکنـه

غمهایی که چشمها را خیس نمیکنند؛ به استخوان رسیده اند...!!!


حکایت رفاقت من با تو،
حکایت "قهوه" ایست،
که امروز به یاد تو... 
تلخِ تلخ نوشیدم!
که با هر جرعه،
بسیار اندیشیدم،
که این طعم را دوست دارم یا نه؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن،
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!
و تمام که شد،
فهمیدم،
باز هم قهوه می خواهم!
حتی،
تلخِ تلخ!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : لیلا

ســـــــــــــــــاکتــــ ـــــــ کــه می مانـــی...


میگذارند به حســـابــــــــــــ جوابــــــــــ نداشتنتـــــــــــــ !


عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جـــان میکنی


تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــــتهـا را نگه داری ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 25 بهمن 1391 :: نویسنده : لیلا


مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم...

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : لیلا


چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

تولدت مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


ما ز اقلیمی پاك كه بهشتش نامند
به چنین رهگذری آمده ایم
گذری دنیا نام كه ز نامش پیداست
مایه سختی هاست
ما ز اقلیم ازل
ناشناسانه بدین دیر خراب آمده ایم
چو یكی تشنه به دیدار سراب آمده ایم

مدیر وبلاگ : لیلا
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :