تبلیغات
كمی با من باش

كمی با من باش
درباره وبلاگ

دوستش داشته باشی.... و او
در دو قدمیِ عاشقِ تو شدن
این پا و آن پا کند و بگوید:
عاشقم نکن
می‌خواهم عاقلانه تصمیم بگیرم
شاید با آدمِ آسان‌تری بروم
و تو ... عاشقش نکنی ... او برود
مدتی بعد بیاید و بگوید:
چرا عاشقم نکردی ... وقتی می‌دیدی
اینقدر عاقلانه اشتباه می‌کنم؟
و تو ............. فقط
به دستش نگاه کنی ....... و ندانی
اسمِ کاری که کردی!!! چه بود...؟
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب







 

این سماور جوش است


پس چرا


می گفتی


دیگر این خاموش است؟


باز لبخند بزن


قوری قلبت را


زودتر بند بزن


توی آن


مهربانی دَم کن


بعد بگذار که آرام


آرام


چایِ تو دم بکشد

 

شعله اش را کم کن

 

دست هایت سینی نقره ی نور

 

اشکهایم استکان های بلور


کاش استکان هایم را


توی سینی خودت


می چیدی


کاشکی اشک مرا


می دیدی


خنده هایت قند است


چای هم آماده است


چای با طعم خدا


بوی آن پیچیده


از دلت تا همه جا


پاشو مهمان عزیز


توی فنجانِ دلم


چایی داغ بریز

**************************

دوستان خوبم،خوشحالم که از این شعر خوشتون اومد

ولی شاعرش من نبودم

این شعر از "خانم عرفان نظر آهاری"بود،

پست بعدی رو هم سعی می کنم

از متن های زیبای این نویسنده و شاعر خوبمون

انتخاب کنم.

 


[ شنبه 27 آذر 1389 ] [ 06:15 ب.ظ ] [ لیلا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.